تبليغاتX

احادیث معصومین و سوره های قرآن

دعای ۵۲ صحیفه سجادیه با ترجمه استاد حسین انصاریان

«دعادر زدودن اندوهها»


يا فارِجَ الْهَمِّ وَكاشِفَ الْغَمِّ، يا رَحْمنَ الدُّنْيا وَالْاخِرَةِ وَ
اى زداينده اندوه و برطرف كننده غم، اى رحمن دنيا و آخرت و رحمت
رَحيمَهُما، صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ، وَافْرُجْ هَمّى،
آورنده در دو دنيا، بر محمد و آلش درود فرست، و اندوه مرا برطرف ساز،
وَاكْشِفْ غَمّى،ياواحِدُ يااَحَدُ ياصَمَدُ، يامَنْ لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ
و غم دلم را بزداى، اى يگانه، اى يكتا، اى بى‏نياز، اى كسى‏كه نزاده‏اى و زائيده نشده‏اى،
وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً اَحَدٌ، اِعْصِمْنى وَطَهِّرْنى،وَ اذْهَبْ بِبَلِيَّتى،
و كسى همتاى حضرت تو نيست، مرا حفظ كن و به پاكى آر، و گرفتاريم را برطرف كن.
- وَاقْرَاْ ايَةَ الْكُرْسِىِّ وَالْمُعوِّذَتَيْن وَ قُلْ هُوَاللَّهُ اَحَدٌ،وَ قُلْ: -
- و آيةالكرسى و معوّذتين (سوره‏هاى فلق و ناس) و قل هوالله را بخوان و بگو:

اَللَّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ سُؤالَ مَنِ اشْتَدَّتْ فاقَتُهُ، وَضَعُفَتْ
خداوندا، از تو مى‏خواهم همچون خواهش كسى كه نيازش سخت، و نيرويش
قُوَّتُهُ، وَكَثُرَتْ ذُنُوبُهُ، سُؤالَ مَنْ لايَجِدُ لِفاقَتِهِ مُغيثاً، وَلا
سست است، و گناهانش افزايش يافته، همچون خواهش كسى كه براى نياز خود فريادرسى، و براى
لِضَعْفِهِ مُقَوِّياً، وَلا لِذَنْبِهِ غافِراً غَيْرَكَ، ياذَاالْجَلالِ
ضعفش نيرودهنده‏اى، و براى معصيتش آمرزنده‏اى جز تو نمى‏يابد، اى صاحب جلال
وَالْاِكْرامِ، اَسْئَلُكَ عَمَلاً تُحِبُّ بِهِ مَنْ عَمِلَ بِهِ، وَيَقيناً تَنْفَعُ
و اكرام، از تو درخواست عملى دارم كه هركه آن را بجاى آورد دوستش دارى، و يقينى كه هر كس
بِهِ مَنِ اسْتَيْقَنَ بِهِ حَقَّ الْيَقينِ فى نَفاذِ اَمْرِكَ. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏
در مسير قضاى تو به آن آراسته به حقّ يقين گردد او را بدين خاطر نفع رسانى. خداوندا بر
مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ، وَاقْبِضْ عَلَى الصِّدْقِ نَفْسى، وَاقْطَعْ
محمد و آلش درود فرست، و جان مرا در حال - ثبات و استوارى بگير، و نيازم را
مِنَ الدُّنْيا حاجَتى، وَاجْعَلْ فيما عِنْدَكَ رَغْبَتى شَوْقاً
از دنيا قطع كن، و رغبتم را به رحمتت برانگيز تا شوق لقايت در سر
اِلى‏ لِقآئِكَ، وَ هَبْ لى صِدْقَ التَّوَكُّلِ عَلَيْكَ. اَسْئَلُكَ مِنْ
داشته باشم، و مرا صدق توكّل بر خودت مرحمت فرما. از تو بهترين
خَيْرِ كِتابٍ قَدْ خَلا، وَاَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ كِتابٍ قَدْ خَلا،
سرنوشت گذشته رامسئلت دارم، و از بدترين سرنوشت گذشته به تو پناه مى‏برم،
 
اَسْئَلُكَ خَوْفَ الْعابِدينَ لَكَ، وَ عِبادَةَ الْخاشِعينَ لَكَ،
پروردگارا، ترس بندگان، و عبادت خاشعان،
وَيَقينَ الْمُتَوَكِّلينَ عَلَيْكَ، وَتَوَكُّلَ الْمُؤْمِنينَ عَلَيْكَ. اَللَّهُمَّ
و يقين توكل كنندگان، و توكل مؤمنان را از تو درخواست دارم. خداوندا،
اجْعَلْ رَغْبَتى فى مَسْئَلَتى مِثْلَ رَغْبَةِ اَوْلِيآئِكَ فى مَسآئِلِهِمْ،
رغبت و شوق مرا در گدائيم مانند رغبت عاشقانت در گدائيشان،
وَ رَهْبَتى مِثْلَ رَهْبَةِ اَوْلِيآئِكَ، وَاسْتَعْمِلْنى فى مَرْضاتِكَ
و ترسم را مانندترس اوليائت قرار ده، و مرا در رضاى خود چنان به‏كار دار كه با وجود
عَمَلاً لا اَتْرُكُ مَعَهُ شَيْئاً مِنْ دينِكَ مَخافَةَ اَحَدٍ مِنْ خَلْقِكَ.
آن چيزى از دين تو را به خاطر وحشت از آفريده‏اى ترك نكنم.
اَللَّهُمَّ هذِهِ حاجَتى فَاَعْظِمْ فيها رَغْبَتى، وَ اَظْهِرْ فيها
خداوندا، اين نياز من است، پس رغبتم را در آن عظيم كن، و عذرم را در آن آشكار
عُذْرى، وَلَقِّنّى فيها حُجَّتى، وَ عافِ فيها جَسَدى. اَللَّهُمَّ
فرما، و حجتم را در آن بر زبانم گذار، و جسمم را در آن سلامت بخش. خداوندا،
مَنْ اَصْبَحَ لَهُ ثِقَةٌ اَوْ رَجآءٌ غَيْرُكَ، فَقَدْ اَصْبَحْتُ وَاَنْتَ
هركس روز كند در حالى كه به غير تو اعتماد و اميدى داشته باشد، پس من روز كردم
ثِقَتى وَ رَجآئى فِى الْاُمُورِ كُلِّها، فَاقْضِ‏لى بِخَيْرِها عاقِبَةً،
در حالى‏كه در همه كارها اعتماد واميدم تويى، پس - برايم برنامه‏اى مقدّر فرماى كه پايان آن از همه فرخنده‏تر باشد،

وَ نَجِنّى مِنْ مُضِلاَّتِ الْفِتَنِ بِرَحْمَتِكَ يااَرْحَمَ الرَّاحِمينَ،
و از فتنه‏هاى گمراه‏كننده رهائيم بخش، به حق مهربانيت اى مهربانترين مهربانان.
وَ صَلَّى اللَّهُ عَلى‏ سَيِّدنا مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللَّهِ الْمُصْطَفى‏، وَ عَلى‏
و درود و بركات خداوند بر سرور ما محمّد فرستاده و برگزيده حق، و بر
آلِهِ الطَّاهِرينَ.
خاندان پاكش باد.

نوشته شده توسط پیروز در چهارشنبه نهم مرداد 1387 | فقط همين مطلب |

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام به شما دوستان عزیزی که به این وبلاگ مراجعه کردید. بعد از چند ماه دوری و آپ نکردن وبلاگم امروز می خوام این کار رو انجام بدم.

برای این پست جدید وبلاگم تصمیم گرفتم یک کتاب الکترونیک قرار بدم که شرح کامل و بی کم و کاست زندگی حضرت یوسف رو شامل میشه. امیدوارم وقت کنید و بخونینش و ازش لذت ببرین.

دانلود کتاب

نوشته شده توسط پیروز در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387 | فقط همين مطلب |

بسم الله الرحمن الرحیم

خدمت همه برادران و خواهران سلام عرض میکنم و سال نو شمسی را به همه تبریک می گویم.

قصد دارم برنامه ای مفاتیح الجنان برای موبایل را در این پست قرار دهم. امیدوارم مورد استفاده شما قرار گیرد.

قابل استفاده در گوشی های نوکیا و سونی اریکسون و ...

نام برنامه : مفاتیح الجنان فرمت = jar حجم ۸۱۷ مگابایت   دانلود

نوشته شده توسط پیروز در جمعه نهم فروردین 1387 | فقط همين مطلب |

امام مهدى (عج) به شيعيان خويش می فرمایند :

انا غير مهملين لمراعاتكم،و لا ناسين لذكركم،و لو لا ذلك لنزل بكم اللاواه، واصطلمكـم الاعداء. فـاتقـوا الله جل جلاله و ظاهـرونـا.

 ما در رعايت حال شما كوتاهى نمى كنيم و ياد شما را از خاطر نبرده ايم،كه اگر جز ايـن بود گرفتاريها به شما روى مى آورد و دشمنان،شما را ريشه كـن مى كردند. از خدا بترسيد و مارا پشتيبانى كنيد.

بحارالانوار ج 53،ص 175.

نوشته شده توسط پیروز در دوشنبه ششم اسفند 1386 | فقط همين مطلب |

بسم الله الرحمن الرحیم

صحیفه ی سجادیه - دعای ۱۷

« هنگامى كه از شيطان ياد مى‏شد»

اَللَّهُمَّ اِنّا نَعُوذُ بِكَ مِنْ نَزَغاتِ الشَّيْطانِ الرَّجيمِ وَكَيْدِهِ وَ
بارخدايا، به تو پناه مى‏بريم از فتنه‏انگيزيهاى شيطان رانده شده، و از حيله و
مَكآئِدِهِ، وَمِنَ الثِّقَةِ بِاَمانِيِّهِ وَمَواعيدِهِ وَ غُرُورِهِ وَمَصآئِدِهِ،
مكرهاى گوناگونش، و از تكيه كردن به آرزوها و وعده‏ها و فريب او و درافتادن به دامهايش،
وَاَنْ يُطْمِعَ نَفْسَهُ فى اِضْلالِنا عَنْ طاعَتِكَ، وَامْتِهانِنا
و از طمع بستن او به گمراه كردن ما از راه بندگيت، و خوار ساختن ما به عصيان و
بِمَعْصِيَتِكَ، اَوْ اَنْ يَحْسُنَ عِنْدَنا ما حَسَّنَ لَنا، اَوْ اَنْ يَثْقُلَ
نافرمانيت، يا خوب دانستن چيزى كه آن را در نظرمان نيكو جلوه داده، يا گران دانستن
عَلَيْنا ما كَرَّهَ اِلَيْنا. اَللَّهُمَّ اخْسَأْهُ عَنّا بِعِبادَتِكَ، وَاكْبِتْهُ
چيزى كه نزد ما زشت نشان داده. بارخدايا به قدرت عبادتت او را از ميدان زندگى ما بران، و به سبب
بِدُؤُوبِنا فى مَحَبَّتِكَ، وَاجْعَلْ بَيْنَنا وَبَيْنَهُ سِتْراً لايَهْتِكُهُ،
كوششمان در راه محبتت دماغش را به‏خاك بمال، و بين ما و او پرده‏اى افكن كه آن را ندرد،
وَ رَدْماً مُصْمَتاً لايَفْتُقُهُ. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ،
و حجابى ضخيم كه آن را نشكافد. بارخدايا برمحمد و آلش درود فرست،
وَاشْغَلْهُ عَنّا بِبَعْضِ اَعْدآئِكَ، وَ اعْصِمْنا مِنْهُ بِحُسْنِ
و شيطان را با سرگرم شدن به برخى دشمنانت از ما منصرف كن، و ما را به حسن رعايت خود
رِعايَتِكَ، وَ اكْفِنا خَتْرَهُ، وَ وَلِّنا ظَهْرَهُ، وَاقْطَعْ عَنّا اِثْرَهُ.
از او حفظ فرما، و از حيله‏اش كفايت كن، و چنان كن كه از ما بگريزد، و نشان پائى از او براى ما نماند.
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَ اَمْتِعْنا مِنَ الْهُدى‏ بِمِثْلِ
بارخدايا بر محمد و آلش درود فرست، و ما را از هدايتى كه در دوام و پابرجايى مانند گمراهى او باشد
ضَلالَتِهِ، وَ زَوِّدْنا مِنَ التَّقوى‏ ضِدَّ غَوايَتِهِ، وَاسْلُكْ بِنا مِنَ
بهره‏مند ساز، و در برابر تباهى او به ما توشه تقوا كرامت فرما، و خلاف راه هلاكت‏بار او ما را به
التُّقى‏ خِلافَ سَبيلِهِ مِنَ الرَّدى‏. اَللَّهُمَّ لاتَجْعَلْ لَهُ فى قُلُوبِنا
راه تقوا رهنمون شو. الهى در قلب ما براى او راهى
مَدْخَلاً، وَلاتُوطِنَنَّ لَهُ فيما لَدَيْنا مَنْزِلاً. اَللَّهُمَّ وَما سَوَّلَ لَنا
قرار مده، و براى وى در شئون زندگى ما منزلى فراهم نياور. بارخدايا ما را به هر
مِنْ باطِلٍ فَعَرِّفْناهُ، وَ اِذا عَرَّفْتَناهُ فَقِناهُ، وَبَصِّرْنا ما نُكائِدُهُ
باطل كه در نظرمان بيارايد آگاه كن، و - چون آگاهمان كردى ما را از آن حفظ كن، و به راه و روش جنگ با او بينايى
بِهِ، وَاَلْهِمْنا ما نُعِدُّهُ لَهُ، وَاَيْقِظْنا عَنْ سِنَةِ الْغَفْلَةِ بِالرُّكُونِ
ده، و ما را ملهم ساز كه براى نبرد با او چه بايد آماده كرد، و از خواب غفلتى كه سبب گرايش به اوست
اِلَيْهِ، وَاَحْسِنْ بِتَوْفيقِكَ عَوْنَنا عَلَيْهِ. اَللَّهُمَّ وَاَشْرِبْ قُلُوبَنا
بيدار كن، و به توفيق خود ما را در مسير مبارزه با او يارى ده. بارخدايا، قلوبمان را از
اِنْكارَ عَمَلِهِ، وَالْطُفْ لَنا فى نَقْضِ حِيَلِهِ. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏
انكار كارهاى شيطان سرشار ساز، و براى درهم شكستن حيله‏هايش ما را چاره بياموز. بارخدايا بر محمد و آلش
مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَحَوِّلْ سُلْطانَهُ عَنّا، وَاقْطَعْ رَجآئَهُ مِنّا،
درود فرست، و سلطه شيطان را از ما بگردان، و اميدش را از ما قطع كن،
وَادْرَأْهُ عَنِ‏الْوُلُوعِ‏بِنا.اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَاجْعَلْ
و وى را از حرص ورزيدن به گمراهى ما دفع فرما. بارخدايا، بر محمد و آلش درود فرست، و
ابآئَنا وَاُمَّهاتِنا وَاَوْلادَنا وَاَهالِيَنا وَذَوى اَرْحامِنا وَقَراباتِنا
پدران و مادران و فرزندان و اهل ما و خويشان و نزديكان
وَجيرانَنا مِنَ الْمُؤْمِنينَ وَالْمُؤْمِناتِ مِنْهُ فى حِرْزٍ حارِزٍ،
و همسايگان ما را از زن و مرد مؤمن، از شرّ او در جايگاهى محكم،
وَحِصْنٍ حافِظٍ، وَكَهْفٍ مانِعٍ، وَاَلْبِسْهُمْ مِنْهُ جُنَناً واقِيَةً،
و دژى حفظ كننده، و پناهگاهى امن قرار ده، و آنان را براى دفع ضرر او زره‏هاى نگهدارنده بپوشان، و
وَاَعْطِهِمْ عَلَيْهِ اَسْلِحَةً ماضِيَةً. اَللَّهُمَّ وَاعْمُمْ بِذلِكَ مَنْ
آنان را اسلحه بُرّا بر ضدّ او عطا كن. بارخدايا، و مشمول اين دعا فرما هر كس را
   شَهِدَ لَكَ بِالرُّبُوبِيَّةِ، وَاَخْلَصَ لَكَ بِالْوَحْدانِيَّةِ، وَعاداهُ
كه به پروردگاريت گواهى داده، و به توحيدت اخلاص ورزيده، و از باب
لَكَ بِحَقيقَةِ الْعُبُودِيَّةِ، وَاسْتَظْهَرَ بِكَ عَلَيْهِ فى مَعْرِفَةِ
حقيقت بندگى با شيطان دشمنى نموده، و براى دريافت علوم ربّانى از سوى تو بر
الْعُلُومِ الرَّبّانِيَّةِ. اَللَّهُمَّ احْلُلْ ما عَقَدَ، وَافْتُقْ ما رَتَقَ،
عليه او يارى جسته است. خداوندا آنچه گره زده بگشاى، و هر راه كه باز كرده ببند،
وَافْسَخْ ما دَبَّرَ، وَ ثَبِّطْهُ اِذا عَزَمَ، وَ انْقُضْ ما اَبْرَمَ. اَللَّهُمَّ
و هر تدبيرى كه انديشيده درهم شكن، و از هر كار كه قصد مى‏كند بازش دار، و هرچه را محكم نموده سست كن. بارخدايا،
وَ اهْزِمْ جُنْدَهُ، وَاَبْطِلْ كَيْدَهُ، وَاهْدِمْ كَهْفَهُ، وَاَرْغِمْ
سپاهش را بشكن، و مكرش را باطل ساز، و پناهگاهش را ويران كن، و بينيش را
اَنْفَهُ. اَللَّهُمَّ اجْعَلْنا فى نَظْمِ اَعْدآئِهِ، وَ اعْزِلْنا عَنْ عِدادِ
به خاك بمال. الهى ما را در سلك دشمنانش قرار ده، و از شمار دوستانش
اَوْلِيآئِهِ، لانُطيعُ لَهُ اِذَا اسْتَهْوانا، وَ لانَسْتَجيبُ لَهُ اِذا
بركنار كن، تا چون ما را بفريبد او را پيروى نكنيم، و چون ما را بخواند از اجابتش
دَعانا، نَأْمُرُ بِمُناواتِهِ مَنْ اَطاعَ اَمْرَنا، وَ نَعِظُ عَنْ مُتابَعَتِهِ
سرباز زنيم، و هركه را كه پيرو فرمان ماست به دشمنى با او فرمان دهيم، و هركه را كه پيرو نهى ماست
مَنِ اتَّبَعَ زَجْرَنا. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ خاتَمِ النَّبِيّينَ،
از اطاعت او بازداريم. بارخدايا بر محمد آخرين پيامبر،
وَ سَيِّدِ الْمُرْسَلينَ، وَ عَلى‏ اَهْلِ بَيْتِهِ الطَّيِّبينَ الطّاهِرينَ،
و آقاى فرستادگانت، و بر اهل‏بيت پاك و پاكيزه او درود فرست،
وَاَعِذْنا وَاَهالِيَنا وَاِخْوانَنا وَ جَميعَ الْمُؤْمِنينَ وَالْمُؤْمِناتِ مِمَّا
و ما و اهل ما و برادران ما و همه اهل ايمان از زن و مرد را از چيزى كه از آن پناه مى‏بريم
اسْتَعَذْنا مِنْهُ، وَ اَجِرْنا مِمَّا اسْتَجَرْنا بِكَ مِنْ خَوْفِهِ، وَاسْمَعْ
پناه ده، و از آنچه كه از بيم آن از تو ايمنى خواستيم ايمنى بخش، و دعاى
لَنا ما دَعَوْنا بِهِ، وَاَعْطِنا ما اَغْفَلْناهُ، وَاحْفَظْ لَنا ما
ما را بشنو، و آنچه را از ذكرش غفلت كرديم به ما عطا كن، و آنچه را فراموش نموديم براى ما
نَسيناهُ، وَصَيِّرْنا بِذلِكَ فى دَرَجاتِ الصّالِحينَ، وَ مَراتِبِ
محفوظ دار، و ما را بدين سبب به درجات شايستگان، و مقام گرويدگان
الْمُؤْمِنينَ، امينَ رَبَّ الْعالَمينَ.
انتقال ده، اى پروردگار جهانيان دعاى ما را اجابت فرما.

دعا از : علی ابن الحسین ابن علی ابن ابیطالب (ع) (سید الساجدین) امام چهارم شیعیان

مترجم : استاد حسین انصاریان

نوشته شده توسط پیروز در شنبه سیزدهم بهمن 1386 | فقط همين مطلب |

مثنوی عاشورا

دشت پر از ناله و فرياد بود
سلسله بر گردن سجاد بود
فصل عزا آمد و دل غم گرفت
خيمه دل بوي محرم گرفت
زهره منظومه زهرا حسين
کشته افتاده به صحرا حسين
دست صبا زلف تو را شانه کرد
بر سر ني خنده مستانه کرد
چيست لب خشک و ترک خورده ات
چشمه اي از زخم نمک خورده ات
روشني خلوت شبهاي من
بوسه بزن بر تب لبهاي من
تا زغم غربت تو تب کنم
ياد پريشاني زينب کنم
آه از آن لحظه که بر سينه ات
بوسه نشاندند لب تيرها
آه از آن لحظه که بر سينه ات
بوسه نشاندند لب تيرها
آه از آن لحظه که بر پيکرت
زخم کشيدند به شمشيرها
آه از آن لحظه که اصغر شکفت
در هدف چشم کمانگير ها
آه از آن لحظه که سجاد شد
همنفس ناله زنجير ها
قوم به حج رفته به حج رفته اند
بي تو در اين باديه کج رفته اند
کعبه تويي کعبه به جز سنگ نيست
آينه اي مثل تو بي رنگ نيست
آينه رهگذر صوفيان
سنگ نصيب گذر کوفيان
کوفه دم از مهر و وفا مي زدند
شام تو را سنگ جفا مي زدند
کوفه اگر آينه ات را شکست
شام از اين واقعه طرفي نبست
کوفه اگر تيغ و تبرزين شود
شام اگر يکسره آذين شود
مرگ اگر اسب مرا زين کند
خون مرا تيغ تو تضمين کند
آتش پرهيز نبرد مرا
تيغ اجل نيز نبرد مرا
بي سر و سامان توام يا حسين
دست به دامان تو ام يا حسين
جان علي سلسله بندم مکن
گردم از خاک بلندم مکن
عاقبت اين عشق هلاکم کند
در گذر کوي تو خاکم کند
تربت تو بوي خدا مي دهد
بوي حضور شهدا مي دهد
مشعر حق عزم منا کرده اي
کعبه ي شش گوشه بنا کرده اي
تير تنت را به مصاف آمدست
تيغ سرت را به طواف آمدست
چيست شفابخش دل ريش ما
مرحم زخم و غم و تشويش ما
چيست به جز ياد گل روي تو
سجده به محراب دو ابروي تو
بر سر ني زلف رها کرده اي
با جگر شيعه چه ها کرده اي
باز که هنگامه برانگيختي
بر جگر شيعه نمک ريختي
کو کفني تا که بپوشم تنت
تاگيرم دامنه ي دامنت

شعر : مرحوم حاج محمّد رضا آقاسی رحمت الله علیه

نوشته شده توسط پیروز در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 | فقط همين مطلب |

بسم الله الرحمن الرحیم

علی جان فدای قلب سوختت بشم.فدای همسر سیلی خوردت بشم.فدای خون به ناحق ریختت بشم.علی جان التماست می کنم، آقای من نه بهشت رو می خوام نه جهنم .هر جا شما میری من رو هم ببر.

یا علی

عید سعید غدیر خم مبارک

چطور میشه در این جشن شادی کرد؟ خدایا عاشورا در پیشه

وای از دل زینب (س)

نوشته شده توسط پیروز در چهارشنبه پنجم دی 1386 | فقط همين مطلب |

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

امروز روز عرفه است.

خواهش می کنم همه دقت کنید

عاشورا از امروز شروع میشه

نوشته شده توسط پیروز در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 | فقط همين مطلب |

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام بر شما عزیزان. یکی از دوستان و برادران عزیزم در راه کربلاست. از همه ی شمایی که مشغول خواندن این متن هستید خواهش می کنم یک صلوات برای سلامتی این برادر عزیز ختم کنید

نوشته شده توسط پیروز در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386 | فقط همين مطلب |

بسم الله الرحمن الرحیم

با خون خود می نویسم :

اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمّد رسول الله و اشهد ان علی ولی الله

ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرك گفتی: الیس الله بكاف عبده .:: خدا برای بنده‌اش كافی نیست؟ (زمر/۳۶)

 گفتم: با این همه گناه، برای كدوم گناهم توبه كنم؟ گفتی: ان الله یغفر الذنوب جمیعا .:: خدا همه‌ی گناه‌ها رو می‌بخشه (زمر/۵۳)

نوشته شده توسط پیروز در پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386 | فقط همين مطلب |

سالروز تولد امام رئوف حضرت علی ابن موسی الرضا (ع) مبارک

شیخ صدوق در کتاب عیون اخبار الرضا از حضرت علی ابن موسی الرضا (ع) روایت می کند که فرمودند : در خراسان بقعه ای خواهد بود که محل رفت و آمد ملائکه خواهد شد، همیشه تا نفخه ی صور(به صدا در آمدن شیپور صور که ندای قیامت را می دهد) دسته ای از ملائکه از آسمان بر آن بقعه نزول و گروهی سعود می نمایند.

به آن بزرگوار گفتند : یابن رسول الله! آن بقعه کدام بزرگوار است؟

ایشان فرمودند : آن بقعه در زمین طوس قرار دارد، به خدا قسم که آن بقعه باغی از باغ های بهشت به شمار می رود.

جان حقیرم فدای نفس گرمت آقا

نوشته شده توسط پیروز در چهارشنبه سی ام آبان 1386 | فقط همين مطلب |

بسم الله الرحمن الرحیم

یا علی گفتیم و عشق آغاز شد. علی جان الهی فدای خاک پیراهن کهنه ات شوم زمانی که از کندن چاه های کوفه باز می گردی.ای که تقسیم گر بهشتی.لطفاْ قطعه ای از بهشت نگاه فرزندت مهدی را به من بد بخت بینوا هم بچشان و از خدا بخواه این عمل را از من بپذیرد

نرم افزار قرآن برای گوشی موبایل (Nokoa,Sony Ericsson) با معنی فارسی و امکان جستجو در سوره ها و آیات و امکانات پیشرفته ی دیگر با حجم ۷۷۱ کیلو بایت

دانلود

التماس دعا دارم عزیزان(حداقل یک صلوات برای آرامش روحم)

نوشته شده توسط پیروز در جمعه بیست و پنجم آبان 1386 | فقط همين مطلب |

امام زمان (عج) در یکی از نامه های مهمشان می نویسند که : زنان در بهشت نه بچه دار می شوند و نه می زایند. نه خون حیض و نفاس می بینند و نه رنج بچه داری را تحمل می کنند.و در بهشت چنان که خداوند متعال فرموده ،چیزهایی است که جانها و نفوس از آنها خوششان می آید و چشمها از آنها لذت می برند.
هرگاه مومنی بخواهد فرزندی داشته باشد، خداوند بدون حمل و زاییدن -همان گونه که در آغاز آدم را آفرید- فرزندی که دلخواه اوست برایش می آفریند.


بحارالانوار،جلد 53،صفحه 163

نوشته شده توسط پیروز در چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386 | فقط همين مطلب |

آخرين وصاياي رسول‏ خدا صلى ‏الله ‏عليه ‏و آله


مسلم اين است كه پيامبر اكرم(ص) در حضور مسلمانان، اميرمؤمنان را وصى خود قرار داده و على(ع) نيز اين وصايت را پذيرفته است و عهد كرده است كه به آنچه رسول خدا(ص) مى‏فرمايد عمل نمايد. اميرمؤمنان(ع) در اين باره مى‏فرمايد: وقتى رسول خدا(ص) در مريضى آخر خود در بستر بيمارى افتاده بود، من سر مبارك وى را بر روى سينه خود نهاده بودم و سراى حضرت(ص) انباشته از مهاجر و انصار بود و عباس عموى پيامبر(ص) رو به روى او نشسته بود و رسول خدا(ص) زمانى به هوش مى‏آمد و زمانى از هوش مى‏رفت. اندكى كه حال آن جناب بهتر شد، خطاب به عباس فرمود:« اى عباس، اى عموى پيامبر(ص)! وصيت مرا در مورد فرزندانم و همسرانم قبول كن و قرض هاى مرا ادا نما و وعده‏هايى كه به مردم داده‏ام به جاى آور و چنان كن كه بر ذمه من چيزى نماند.»

عباس عرض كرد:«اى رسول خدا(ص) من پيرمردى هستم كه فرزندان و عيال بسيار دارم و دارايى و اموال من اندك است [چگونه وصيت تو را بپذيرم و به وعده‏هايت عمل كنم] در حالى كه تو از ابر پر باران و نسيم رها شده بخشنده ‏تر بودى [و وعده‏هاى بسيار داده‏اى] خوب است از من درگذرى و اين وظيفه بر دوش كسى نهى كه توانايى بيشترى دارد!»

رسول خدا(ص) فرمود:« آگاه باش كه اينك وصيت‏ خود را به كسى خواهم گفت كه آن را مى‏پذيرد و حق آن را ادا مى‏نمايد و او كسى است كه اين سخنان را كه تو گفتى نخواهد گفت! يا على(ع) بدان كه اين حق توست و احدى نبايد در اين امر با تو ستيزه كند، اكنون وصيت مرا بپذير و آنچه به مردمان وعده داده‏ام به جاى ‏آر و قرض مرا ادا كن. يا على(ع) پس از من امر خاندانم به دست توست و پيام مرا به كسانى كه پس از من مى‏آيند برسان.»

اميرمؤمنان(ع) گويد:« من وقتى ديدم كه رسول خدا(ص) از مرگ خود سخن مى‏گويد، قلبم لرزيد و به خاطر آن به گريه درآمدم و نتوانستم كه درخواست پيامبر(ص) را با سخنى پاسخ گويم.»

پيامبر اكرم(ص) دوباره فرمود:« يا على آيا وصيت من را قبول مى‏كنى!؟» و من در حالتى كه گريه گلويم را مى‏فشرد و كلمات را نمى‏توانستم به درستى ادا نمايم، گفتم:

آرى اى رسول خدا(ص)! آن گاه رو به بلال كرد و گفت: اى بلال! كلاهخُود و زره و پرچم مرا كه «عقاب‏» نام دارد و شمشيرم ذوالفقار و عمامه‏ام را كه «سحاب‏» نام دارد برايم بياور...[ سپس رسول خدا(ص) آنچه كه مختص خود وى بود از جمله لباسى كه در شب معراج پوشيده بود و لباسى كه در جنگ احد بر تن داشت و كلاه هايى كه مربوط به سفر، روزهاى عيد و مجالس دوستانه بود و حيواناتى كه در خدمت آن حضرت بود را طلب كرد] و بلال همه را آورد مگر زره پيامبر(ص) كه در گرو بود. آن گاه رو به من كرد و فرمود: « يا على(ع) برخيز و اينها را در حالى كه من زنده‏ام، در حضور اين جمع بگير تا كسى پس از من بر سر آنها با تو نزاع نجويد.»

من برخاستم و با اين كه توانايى راه رفتن نداشتم، آنها را گرفتم و به خانه خود بردم و چون بازگشتم و رو به روى پيامبر(ص) ايستادم، به من نگريست و بعد انگشترى خود را از دست ‏بيرون آورد و به من داد و گفت: « بگير يا على اين مال توست در دنيا و آخرت!»

بعد رسول خدا(ص) فرمود:« يا على(ع) مرا بنشان.» من او را نشاندم و بر سينه من تكيه داد و هر آينه مى‏ديدم كه رسول خدا(ص) از بسيارى ضعف سر مبارك را به سختى نگاه مى‏دارد و با وجود اين، با صداى بلند كه همه اهل خانه مى‏شنيدند فرمود:« همانا برادر و وصى من و جانشينم در خاندانم على بن ابى‏طالب است. اوست كه قرض مرا ادا مى‏كند و وعده‏هايم را وفا مى‏نمايد. اى بنى‏هاشم، اى بنى‏عبدالمطلب، كينه على(ع) را به دل نداشته باشيد و از فرمان هايش سرپيچى نكنيد كه گمراه مى‏شويد و با او حسد نورزيد و از وى برائت نجوييد كه كافر خواهيد شد.»

سپس به من گفت:« مرا در بسترم بخوابان.» و بلال را فرمود كه حسن(ع) و حسين(ع) را نزد او بياورد بلال رفت و آنها را با خود آورد. پيامبر(ص) آن دو را به سينه خويش چسباند و آنها را مى‏بوييد.

على(ع) مى‏گويد: من پنداشتم كه حسن(ع) و حسين(ع) باعث‏ شدند كه اندوه و رنج پيامبر(ص) فزونى يابد، خواستم آن دو را از حضرت(ص) جدا سازم. فرمود:« يا على(ع) آنها را واگذار تا مرا ببويند و من هم آنها را ببويم! بگذار تا آن دو از وجود من بهره گيرند و من نيز از وجود ايشان بهره گيرم! به راستى كه پس از من مشكلات بسيار خواهند داشت و مصايب سختى را تحمل خواهند كرد، پس لعنت ‏خداوند بر آن كس باد كه حق حسن(ع) و حسين(ع) را پست ‏شمارد. پروردگارا! من اين دو را و على صالح ‏ترين مؤمنان را به تو مى‏سپارم!» (1)



در محضر فرشتگان

از برخى روايات استفاده مى‏شود كه رسول خدا(ص) در محضر فرشتگان مقرب، على(ع) را وصى خود قرار داد و آنان شاهد بودند، از آن جمله روايتى است كه از امام كاظم(ع) نقل شده است كه اميرالمؤمنين فرمود: در شبى از شب هاى بيماري پيامبر(ص) من نشسته بودم و حضرت(ص) بر سينه من تكيه داده بود و فاطمه(س) دخترش نيز حضور داشت. رسول خدا(ص) فرموده بود كه همسرانش و ساير زنان از نزد وى بيرون روند و آنها رفته بودند. پيامبر اكرم(ص) به من فرمود: «اى اباالحسن! از جاى خود برخيز و رو به روى من بايست.»

من برخاستم و جبرئيل به جاى من نشست و پيامبر(ص) بر سينه وى تكيه داد و ميكائيل در جانب راست پيامبر(ص) بنشست. حضرت فرمود:« يا على(ع) دست هاى خود را بر هم بگذار!»

من اين كار را انجام دادم. آن گاه فرمود:« من با تو عهد بسته بودم و اينك آن عهد را تازه مى‏كنم، در محضر جبرئيل و ميكائيل كه دو امين پروردگار جهانيانند. يا على! تو را به حقى كه اين دو بر گردن تو دارند، هر چه در وصيت من آمده است ‏بايد به جاى آورى و مفاد آن را بپذيرى و صبر را پيشه خود سازى و بر راه و روش من پايدارى كنى نه روش فلان كس و فلان كس! اكنون هر چه را خدا به تو عنايت كرده است‏ با قدرت پذيرا باش.»

من دست هايم را به روى هم نهاده بودم و پيامبر(ص) دست مبارك خود را بين دو دست من گذاشت، به طورى كه گويى بين آن دو چيزى قرار مى‏داد، سپس فرمود:« من بين دست هايت ‏حكمت و دانش آنچه را برايت پيش خواهد آمد، نهادم، تا چيزى از سرنوشت تو نباشد كه از آن آگاه نباشى و هر گاه مرگ تو فرا رسيد وصيت ‏خود را به امام پس از خود بگوى، بنابر آنچه من به تو وصيت كردم و همانند من عمل كن و نيازى به كتاب و نوشته‏اى نيست.» (2)
آخرين سفارش ها

امام كاظم عليه السلام نقل مى‏كند كه از پدرم پرسيدم: وقتى فرشتگان پيامبر(ص) را ترك گفتند چه اتفاقى افتاد؟ فرمود: رسول خدا(ص)، فاطمه، على، حسن و حسين عليهم السلام را به گرد خود خواند و به كسانى كه در خانه بودند فرمود:« از نزد من بيرون برويد» و همسر خود «ام سلمه‏» را فرمود كه بر درگاه بايستد تا كسى وارد خانه نشود. ام سلمه اطاعت كرد. آن گاه رسول خدا(ص) به على(ع) گفت: « يا على نزديك من بيا.» على(ع) پيشتر رفت، پيامبراكرم(ص)، دست زهرا(س) را گرفت و بر سينه گذاشت ‏بعد با دست ديگر خود دست على(ع) را گرفت و چون خواست ‏با آنها سخنى بگويد، اشك از چشمانش فرو غلتيد و نتوانست كلامى بگويد. فاطمه، حسن و حسين عليهم السلام وقتى حالت گريه پيامبر(ص) را مشاهده كردند به سختى به گريه درآمدند و فاطمه(س) گفت: اى پيامبر خدا(س) رشته قلبم از هم گسست و جگرم آتش گرفت وقتى كه گريه شما را ديدم. اى آقاى پيامبران از اولين تا آخرين آنها، اى امين پروردگار و رسول او، اى محبوب خدا! فرزندانت پس از تو، كه را دارند و با آن خوارى كه بعد از تو مرا فرا گيرد چه كنم؟ چه كسى على(ع) را كه ياور دين است، كمك خواهد كرد؟ چه كسى وحى خدا و فرمان هايش را دريافت ‏خواهد كرد. سپس به سختى گريست و پيامبر(ص) را در آغوش گرفت و چهره او را بوسيد و على، حسن و حسين عليهم السلام نيز چنين كردند.

رسول خدا(ص) سربلند كرد و دست فاطمه(س) را در دست على(ع) نهاد و گفت: «اى اباالحسن! اين امانت ‏خدا و امانت محمد رسول خدا در دست توست و در مورد فاطمه(س) خدا را و مرا به ياد داشته باش! و به راستى كه تو چنين رفتار مى‏كنى.

يا على(ع) سوگند به خدا كه فاطمه(س) سيده زنان بهشت است از اولين تا آخرين آنها. به خدا قسم! فاطمه(س) همان مريم كبرى است. آگاه باش كه من به اين حالت نيافتاده بودم مگر اين كه براى شما و فاطمه(س) دعا كردم و خدا آنچه خواسته بودم به من عطا فرمود.

اى على(ع) هر چه فاطمه(س) به تو فرمان داد به جاى آور كه هر آينه من به فاطمه(س) امورى را بيان داشته‏ام كه جبرئيل من را به آنها امر كرد. بدان اى على(ع) كه من از آن كس راضيم كه دخترم فاطمه(س) از او راضي باشد و پروردگار و فرشتگان هم با رضايت او راضى خواهند شد.

واى بر آن كس كه بر فاطمه(س) ستم كند، واى بر آن كس كه حق وى را از او بستاند. واى بر آن كس كه هتك حرمت او كند. واى بر آن كس كه در خانه‏اش را آتش زند، واى بر آن كه ‏دوست وى را بيازارد و واى بر آن كه با او كينه ورزد و ستيزه كند. خداوندا من از ايشان بيزارم و آنان نيز از من برى هستند.»

در اين وقت رسول خدا(ص)، فاطمه، على، حسن و حسين - عليهم السلام - را به نام خواند و آنان را در بر گرفت و عرضه داشت:

« بار خدايا! من با اينان و هر كس كه پيروى ايشان كند سر صلح دارم و بر عهده من است كه آنان را داخل بهشت ‏سازم و هر كس با اينها بستيزد و بر ايشان ستم كند يا بر اينها پيشى گيرد يا از ايشان و شيعيانشان بازپس ماند، من دشمن او هستم و با او مى‏جنگم و بر من است كه آنان را به دوزخ درآورم.

سوگند به خدا اى فاطمه(س)! راضى نخواهم شد تا اين كه تو راضى شوى! نه به خدا سوگند راضى نمى‏شوم مگر آن كه تو راضى شوى! نه به خدا سوگند راضى نخواهم شد مگر آن كه تو رضا شوى!» (8)

نوشته شده توسط پیروز در دوشنبه نهم مهر 1386 | فقط همين مطلب |